الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
140
تفسير تطبيقى (فارسى)
بيت و ردّ اتهام كسانى است كه شيعه را متأثر از معتزله مىدانند . « 1 » حجّيّت عقل به اين معنا اختصاص به شيعه و معتزله دارد . البته با تفاوتهايى كه هر كدام از تلقى از عقل به اين معنا دارند . نكتهاى كه در پايان لازم به ذكر مىنمايد ، نگاهى كوتاه به كاربرد ديگر عقل در درك صحت و سقم روايات تفسيرى است ، از نظر شيعه اگر روايات تفسيرى در تعارض با عقل برهانى قرار گيرند ساقطند ، جز آنكه تأويلى درست يابند . البته شيعه بر اين باور است آنچه از ائمّه اهل بيت نقل مىشود و به اثبات مىرسد هرگز مشتمل بر مطالبى خلاف عقل برهانى نخواهد بود چون آنچه از معصوم صادر شده عين حق و حقيقت است ( هر چند به گفته بزرگان موارد معارض با عقل برهانى در اخبارى كه از مفسرانى همچون قتاده ، عكرمه و . . . رسيده ، مشهود مىباشد « 2 » ) معصومان ( همان گونه كه در بحث حجّيّت سنت پيامبر و اهل بيت ملاحظه كرديد ) معادن علم و حكمتند و سرسلسله روايات خويش را به مخزن نامتناهى علم الهى مربوط ساختهاند ، كلماتشان تفسير قرآن و برخاسته از وحى است ازاينرو قطعا سخنشان با عقل برهانى سازگار است البته اين به معناى درك همگانى از كلمات آنان نيست لذا نبايد به محض مواجهه
--> جلاله عن خلقه ) ، ص 119 ؛ بحار الانوار ، ج 3 ، ص 318 ، ص 334 ، ح 45 و ج 4 ، ص 4 ، ح 6 ، ص 5 ، ح 8 ، ص 64 ، ح 5 و . . . ( 1 ) . جالب است ذهبى ، امالى سيد مرتضى را در رديف تفاسير معتزله و آن را تفسير به رأى مذموم يا تفسير الفرق المبتدعه مىنامد ، ر . ك : التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 363 در حالى كه سيد مرتضى در همان كتاب امالى مىنويسد : « اعلم ان اصول التوحيد و العدل مأخوذة من كلام امير المؤمنين صلوات اللّه عليهم - و خطبه فإنّه تتضمن من ذلك ما لا زيادة عليه و لا غاية وراءه و من تأمل المأثور في ذلك من كلامه علم أن جميع ما أسهب المتكلمون من بعد في تصنيفه و جمعه إنّما هو تفصيل لتلك الجمل و شرح لتلك الاصول و روى عن الائمة من ابنائه عليهم السّلام من ذلك ما يكاد لا يحاط به كثرة . . . و نحن نقدم على ما نريد ذكره شيئا ممّا روى عنهم في هذا الباب » ( سيد مرتضى علم الهدى ، امالى ، ج 1 ، ص 148 ) سپس رواياتى متعدد در اين زمينه ذكر مىكند . ( 2 ) . ر . ك : الميزان ، ج 3 ، ص 185 ايشان در جاى ديگرى پس از ذكر سه حديث از مصادر اهل سنت كه دلالت بر تشبيه دارند مىگويد : « اين روايات مبنى بر توهم تشبيه درباره خداست و مخالف با براهين عقلى و نص كتاب عزيز است ازاينرو يا ساقطند و يا بايد تأويل شوند » همان ، ج 19 ، 390 .